تبليغاتX
مدیریت دولتی نوین در ایران
بررسی و نقد نظام مدیریت دولتی در کشور و ارائه پیشنهاد و توصیه

چنانكه گفته شد چنين به نظر ميرسد كه توسعه مديريت در بخش عمومي مي تواند به توسعه سرمايه اجتماعي در جامعه كمك كند(الواني و شيرواني 1383)(افتخاري1382)(تحقيقي 1382). لذا شايسته است با نگاهي عمقي تر به برنامه هاي توسعه مديريت دولتي در ايران كه در قالب هفت برنامه راهبردي براي تحول در نظام اداري طراحي شده اند ارتباط آنها را با مدلهاي توسعه سرمايه اجتماعي دقيقتر بشناسيم. در جدول زير تلاش شده تا اين ارتباط از طريق مفاهيم اساسي مندرج در هر رويكرد (توسعه سرمايه اجتماعي توسعه نظام اداري) بصورتي خلاصه بيان شود.

 

رديف

عنوان برنامه راهبردي

 تحول در نظام اداري

مفهوم كليدي در

 توسعه نظام اداري

مفهوم كليدي در

 توسعه سرمايه اجتماعي

1

برنامه اول:

 

منطقي نمودن اندازه دولت

واگذاري فعاليتهاي تصديگرايانه

هويت سازماني/ اعتبار/ احترام/ نظم

2

مشاركت با بخش غيردولتي

مشاركت/ اتصالات شبكه اي/ اقتدار فردي/ عمل متقابل/ اعتماد نهادي/ تعاملات اجتماعي

3

ايجاد پايگاه اطلاعات نظام اداري

اعتماد/ اعتبار/ آگاهي به امور عمومي/ اعتماد نهادي/ امنيت/ نظم

4

برنامه دوم:

 

تحول در ساختارهاي تشكيلاتي

تجميع واحدهاي استاني

اتصالات شبكه اي/ هويت سازماني/ مشاركت/امنيت

5

انتقال وظايف و تفويض اختيارات

مشاركت/ وفاداري/ اقتدار فردي/ هويت سازماني/ عمل متقابل/ اعتماد نهادي

6

اصلاحات تشكيلاتي

اتصالات شبكه اي/ هويت سازماني/ تعاملات اجتماعي/ نظم

7

برنامه سوم:

 

تحول در نظامهاي مديريتي

استقرار نظام ارزيابي عملكرد

اعتماد/ اعتبار/ امنيت

8

ضوابط انتصاب و تغيير مديران

اقتدار فردي/ هويت سازماني/ اعتبار

9

ارتقاي سلامت نظام اداري

اعتماد/ هنجارهاي اجتماعي/ اعتبار/ اعتماد نهادي/ امنيت

10

 

برنامه چهارم:

تحول در نظامهاي استخدامي

نظام استخدام پيماني

اقتدار فردي/ هويت سازماني/ امنيت/ احترام/ نظم

11

طرح مسير ارتقاي شغلي

وفاداري/ هويت سازماني/ مشاركت/ امنيت

12

جذب و نگهداري نيروي انساني نخبه

وفاداري/ اقتدار فردي/ احترام

13

تسهيلات استخدامي

اقتدار فردي/ عمل متقابل/ هنجارهاي اجتماعي/ احترام

14

برنامه پنجم:

 

آموزش و بهسازي نيروي انساني

نظام جديد آموزش كاركنان و مديران

اعتماد/ اتصالات شبكه اي/ اقتدار فردي/ آگاهي به امور عمومي/ امنيت

15

نظام جديد ارزشيابي كاركنان

عمل متقابل/ هنجارهاي اجتماعي/ تعاملات اجتماعي

16

آزمونهاي استخدامي

اعتماد/ اقتدار فردي/ هويت سازماني/ اعتبار/ اعتماد نهادي/ امنيت

17

 

 

 

 

برنامه ششم:

 

اصلاح فرايندها و توسعه فناوري اداري

تحقق دولت الكترونيك

اتصالات شبكه اي/ مشاركت/ امنيت/ نظم

18

ايجاد جايگاه هاي اينترنتي

اتصالات شبكه اي/ آگاهي به امور عمومي/ تعاملات اجتماعي

19

خودكارسازي فعاليتها

اعتبار/ امنيت/ نظم

20

آموزش فناوري اطلاعات

اعتماد/ اقتدار فردي

21

اصلاح و ساده سازي فرايندها

اعتبار/ امنيت/ نظم

22

استقرار نظامهاي مديريت كيفيت

اعتماد/ هويت سازماني/ امنيت/ نظم

23

استانداردسازي خدمات

اعتماد/ امنيت/ نظم

24

ساماندهي فضاهاي اداري

اعتماد/ اتصالات شبكه اي/ امنيت/ نظم

25

استقرار نظام پذيرش پيشنهادها

مشاركت/ وفاداري/ اقتدار فردي/ هويت سازماني

26

اجراي نظام قيمت تمام شده

اعتبار/ اعتماد نهادي

27

 

برنامه هفتم:

حفظ كرامت مردم

اطلاع رساني

هنجارهاي اجتماعي/ آگاهي به امور عمومي/ اعتماد عمومي/ مشاركت/ تعاملات اجتماعي

28

مستندسازي و اصلاح روشهاي كار

اعتبار/ امنيت/ نظم

29

نظرسنجي از مردم

مشاركت/ اعتماد عمومي/ هنجارهاي اجتماعي/ عمل متقابل/ آگاهي به امور عمومي/ امنيت/ تعاملات اجتماعي/ احترام

30

استقرار تلفن گويا

اعتماد/ اتصالات شبكه اي/ احترام/ نظم

 

بديهي است كه بحث و دقت نظر در هركدام از موارد مذكور در جدول فوق نيازمند تشريح كاملتر اهداف، اجزا و الزامات هركدام از بنرامه هاي تحول اداري است كه در اين مجال بعنوان نمونه به برخي از آنها اشاره مي شود:

واگذاري فعاليتهاي تصديگرايانه: دولتها در ايران به دليل درآمد بالاي نفت ضمن آنكه خود را تا حدي مستقل از مردم ميدانند نقش و وظايف بيشتري را براي خود تعريف كردهاند كه اين امر سبب غفلت دولت از وظايف اصلي خويش شده و در نتيجه ناكارآمدي دولت و نهادهاي برخاسته از آن را در پي داشته است. (تحقيقي 1382). در اين حوزه هرچه كه دولت اهتمام بيشتري به تعريف نقش و كاركرد خود (كه در قالب نظريه دولت بيان مي شود) مبذول داشته و بر مبناي آن ماموريتها و رسالتهاي اصلي خويش را تشخيص داده و با تمركز بر آنها بتواند خود را از تصديهاي غيرحاكميتي برهاند از اعتبار و احترام بيشتري نزد جامعه و شهروندان برخوردار خواهد بود و روحيه نظم و هويت سازماني را نيز در بدنه انساني خويش تقويت خواهد كرد و چنانكه پيشتر آمد اينها از شاخصهاي اساسي توسعه سرمايه اجتماعي قلمداد مي شوند.

انتقال وظايف و تفويض اختيارات: بنگاههاي دولتي وقتي بخواهند وظايفي را كه بهتر است به جامعه مدني سپرده شود، دردست گيرنــــد، سرمايه اجتماعي را تهي مي كنند. بنابراين، نخستين اصل برنامه ريزي اجتماعي اين است كه آسيبي به سرمايه اجتماعي وارد نكنند. يعني بنگاههاي دولتي بايد مصممانه آن اقدامات و فعاليتهايي را انجام دهند، كه از عهده آنها برمي آيند. درعين حال، اين سازمانها بايد وظايفي را به جامعه مدني بسپارند كه نهادهاي كوچكتر و كمتر متمركز مي توانند اجرا كنند. سازمانهاي دولتي بايد درجهت كنشهاي مثبت با اجراي مستمر و خوب با كاركردهايي آغاز كنند كه دقيقاً متناسب با وظايف آنهاست، فقط در اين صورت است كه مي توان به توليد سرمايه اجتمــاعي توسط سازمانهاي دولتي اميدوار بود. (الواني و شيرواني 1383)

جذب و نگهداري نيروي انساني نخبه: در مورد رابطه ميان دولت و نخبگان ديدگاههاي مختلفي وجود دارد اما تقريبا همه آنها بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه هرچه دولت بتواند به نخبگان جامعه توجه بيشتري نشان دهد، ذخيره سرمايه اجتماعي جامعه را در ابعادي همچون احترام، وفاداري به كشور و اقتدار فردي توسعه داده است. به همين ترتيب چنانچه نظام ساخت يافته اي براي شناسايي و استفاده از اين نيروهاي نخبه جهت خدمت در ساختار دولت پيش بيني شده باشد اميدواري بيشتري به جريان توسعه سرمايه اجتماعي از طريق درك نخبگان بوجود خواهد آمد.

تحقق دولت الكترونيك: تلاش براي پيوستن به جريان جهاني مجازي سازي و الكترونيكي كردن، بويژه در حوزه شهروندي و دولت الكترونيك نويدبخش شكوفايي و تقويت انباشت سرمايه هاي اجتماعي جامعه در حوزه هايي چون اعتماد، نظم، مشاركت و اتصالات شبكه اي خواهد بود كه هم در مورد عموم جامعه و هم ويژه كاركنان بخش عمومي حاصل خواهد گرديد.

استقرار نظامهاي مديريت كيفيت گرايش دستگاه ها و نهادهاي دولتي به كيفيت گرايي و ايجاد اطمينان از كارايي و اثربخشي سيستمهاي اداري و مديريتي نيز كه در قالب طرحهايي چون استقرار نظام هاي مديريت كيفيت (مانند ISO9000) و يا پياده سازي سيستمهاي تعالي و سرآمدي سازماني (مثل EFQM) نمود يافته است اين قابليت را خواهد داشت كه به توسعه سرمايه اجتماعي جامعه در قلمرو امنيت، اعتماد، نظم و هويت سازماني مساعدت نمايد.

ايجاد پايگاه اطلاعات نظام اداري برخي بر اين باورند كه دليل اصلي ناكارايي دولت (كه باعث افت سطح سرمايه اجتماعي جامعه شده است) ناشي از نبود يك سيستم اطلاعاتي در راستاي ايجاد نظام اعتماد سازي مي باشد.(تحقيقي 1382) و بر همين قياس به نظر مي رسد كه برنامه چون ايجاد پايگاه اطلاعات نظام اداري يا اتوماسيون اداري (تشكيل بانكهاي اطلاعاتي از پرسنل/ مديران/ اموال/ تشكيلات/ فضاهاي اداري/ و...)ظرفيت كمك رساني به تحقق چشم انداز الگوي توسعه سرمايه اجتماعي كشور را خواهد داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:13  توسط هدایت کارگر شورکی  |