شاخصها، عوامل و اجزاي سرمايه اجتماعي:
اينك پس از معرفي و تبيين جايگاه و اهميت سرمايه اجتماعي و بيان ويژگيهاي خاص آن مناسب است كه بدانيم شاخصهاي اندازه گيري و عوامل موثر بر تقويت اين سرمايه كدامند. هر چند هنوز ملاك و معيار مشخصي براي اندازهگيري سرمايه اجتماعي ارائه نشده است. اما ميتوان براي تقريب به ذهن و تعيين سمت و سوي آن شاخصهايي همچون ميزان جرم و جنابت، ميزان قانونشكني، وضعيت رعايت قوانين راهنمايي و رانندگي ميزان پرخاشگري و درگيريهاي خياباني، ميزان خيانت در امانت، ميزان چكهاي برگشتي، ميزان مصرف مواد مخدر، وضعيت طلاق،ميزان مهاجرت، ميزان دعاوي ، ميزان فرار از پرداخت ماليات،ميزان خودكشي و… را ملاك قرار داد. اگر در كشوري همه اين معيارها روندي صعودي داشت قطعاً بايد گفت كه سرمايه اجتماعي در حال كاهش است. اگر بخواهيم سرمايه اجتماعي را در سطح كلان مورد بررسي قرار دهيم. بايد به نحوه رفتار اركان دولت و نهادهاي برآمده از آن بپردازيم كه در اين زمينه شاخص اعتماد بين شهروندان و حكومت و نهادهاي حكومتي يكي از معيارهاي مهم است. به عبارت ديگر بايد بين اعتماد بين افراد و ميزان پايبندي افراد به قانون و مقررات بااعتماد افراد به نهادها و ميزان پايبندي حكومت و نهادها به قانون و مقررات تفاوت قائل شد.(تحقيقي1382)
نتايج يك بررسي مهمترين شاخصهاي سرمايه اجتماعي را در موارد هشتگانه زير دانسته است( افتخاري1382): 1. وفاداري، 2. اعتماد، 3. اتصالات شبكه اي، 4. اقتدار فردي، 5. هويت سازماني، 6. عمل متقابل، 7. هنجارهاي اجتماعي، 8. اعتبار. از سوي ديگر عناصر مفهومي تشكيل دهنده سرمايه اجتماعي در پژوهش ديگري چنين معرفي شده اند(فيروزابادي 1384): آگاهي به امور عمومي، سياسي و اجتماعي، اعتماد عمومي، اعتماد نهادي، مشاركت غيررسمي هميارانه، مشاركت غيررسمي خيريهاي، مشاركت غيررسمي مذهبي و شركت در اتحاديهها، انجمنها، سازمانها و موسسات مدني رسمي.
از آنجا كه معيار اصلي در شناخت سرماية اجتماعي ، روابط اجتماعي افراد و نحوة همزيستي آنها در يك جامعه است. بنابراين اين عامل مرتبط با حوزة جامعه شناسي است و علل و عوامل تشكيل آن را بايد در علل و عواملي جستجو كرد كه در ساخت فرهنگ ، آداب و سنن ، معيارها ، هنجارها و ارزشها و حتي قوانين رسمي يك جامعه اثرگذار بوده و شكل كنوني آن را رقم زده و درجه اي از سرماية اجتماعي را به ارمغان آورده اند.بر مبناي نظر جيمز كلمنعوامل ساخت سرماية اجتماعي از 4 دسته خارج نيست(مويدفر1382):1-عوامل نهادي 2-عوامل خودجوش 3-عوامل بيروني 4-عوامل طبيعي. در اين مجال به شرح مختصر هرگروه عوامل پرداخته مي شود:
1-عوامل نهادي: نهاد به معناي قانون ، رسم ، عرف ، عادت و يا سازماني است كه در زندگي سياسي يا اجتماعي مردم مؤثر واقع شده و نظام هدفداري را در جهت رفع نيازهاي يك اجتماع سازمان يافته ، ايجاد مي كند. فوكوياما معتقد است ، هر گاه رفتاري در اثر قدرت طلبي و سلطه يك گروه بر گروهي ديگر در جامعه شكل بگيرد، به عنوان يك عامل نهادي غير عقلائي در تشكيل سرماية اجتماعي به شمار مي رود.
2-عوامل خودجوش: هنجارهايي كه به صورت خود جوش به جاي قانون و ديگر نهادهاي رسمي از كنش هاي متقابل اعضاي يك اجتماع به وجود مي آيند و ناشي از انتخاب هاي تعمدي نيستند ، به عنوان عوامل خود جوش در ايجاد سرماية اجتماعي در نظر گرفته مي شوند كه به دو دستة عوامل خودجوش عقلايي و عوامل خود جوش غير عقلايي تقسيم مي شوند.
3-عوامل بيروني: منظور، هنجارهايي است كه از جايي غير از همان اجتماعي كه در آن به كاررفته سرچشمه مي گيرند. عواملي همچون دين و مذهب ، ايدئولوژي و فرهنگ يا تجربة مشترك تاريخي جزء اين گروه مي باشند.در دنياي مدرن امروز ، تمامي بخش غير دولتي كه آن را جامعة مدني مي نامند ، ميل به سازمان يافتن پيرامون ايدئولوژي ها دارند.از طرف ديگر بخش اعظم هنجارها از فرهنگها ناشي مي شوند بدون آنكه بتوان ارتباطي بين آنها و مذهب يافت.
4-عوامل طبيعي: در اين گروه دو دسته از عوامل به صورت روابط خويشاوندي و همبستگي هاي قومي و نژادي قرار مي گيرند.قوميت و نژاد از مقولاتي هستند كه مردم اعتقاد دارند هر دوي اينهااز منابع مهم هويت هستند. بنابراين بدون در نظر گرفتن مسايل زيست شناسي و طبيعي و حتي كنش هاي اجتماعي در شناخت قوميت و نژاد، همبستگي هاي قوي و نژادي از عوامل طبيعي ساخت سرمايه اجتماعي به شمار مي آيند.
توضيح تكميلي آنكه بسياري از اين منابع نه تنها نافي يكديگر نيستند بلكه داراي هم پوشاني نيز هستند. مثلا هنجارهايي كه از عوامل طبيعي منشأ يافته اند مي توانند در عين حال به وسيلة قانون ، مذهب و يا فشارهاي اجتماعي خود جوش تقويت شوند(مويدفر1382).
در تحقيق مشابهي عوامل مؤثر در افزايش و يا كاهش سرمايه اجتماعي درقالب محورها و معيارها و شاخصهايي براي اندازه گيري آن معرفي شده است كه طيفي بالنسبه گسترده را از مسائل كلان و خرد در بردارد(الويري 1382): برخي از اين موارد عبارتند از: اعتماد و ميزان آن بين شهروندان و حكومت و نهادهاي برآمده از آن/ احساس امنيت / تعاملات اجتماعي، شامل: روابط همسايگي؛ روابط خويشاوندي، روابط دوستي، روابط كاري/ نهادهاي عمومي و مدني/ عضويت در مجامع و باشگاه ها و انجمنها و گروه هاي اجتماعي/ تمايل به فعاليت در متن اجتماع و همكاريهاي اجتماعي/ دسترسي به اطلاعات و ميزان اطلاع رساني در سطح جامعه/تحمل پذيري نسبت به تنوع و تكثر/ ارزشمند دانستن زندگي/ آگاهي عمومي/ پايبندي حكومت به قانون و مقررات/ احترام به يكديگر/ احساس وفاداري به كشور/ تفكر عقلاني/ نظم پذيري/ كارآمدي حكومت/ فساد در سطح حاكميت و جامعه/ شركت در انتخابات/ روزنامه خواندن/ و...
در دسته بندی دیگری از شاخص های «سرمایه اجتماعی» ، «واتناو» آنها را در چهار گروه عمده خلاصه می کند.(بي نام1385): 1) میزان عضویت در انجمن ها و گروه هایی نظیر انجمن، خانه و مدرسه، باشگاه های ورزشی، انجمن های صنفی – حرفه ای و محافل ادبی هنری – علمی، 2) میزان اعتماد به سایر شهروندان، 3) میزان مشارکت در فعالیت های مدنی نظیر انتخابات، حضور در گردهمایی ها، راهپیمایی ها، مناظره های سیاسی، نامه نوشتن به روزنامه ها و نمایندگان پارلمان و مقامات حکومتی نظیر امضای طومار 4) میزان مشارکت در فعالیت های داوطلبانه مانند نهادهای خیریه، گروه های همسایگی، و هیات های مذهبی
سرانجام، يادآوري اين نكته سودمند است كه سرمايه اجتماعي يكي از شكلهاي سرمايه است كه با گذشت زمان مستهلك مي شود. سرمايه اجتماعي مانند سرمايه انساني و سرمايه فيزيكي اگر تجديد نشود مستهلك مي گردد. روابط اجتماعي اگر حفظ نشود به تدريج از بين مي رود. انتظارات و تعهدات باگــــذشت زمان ضعيف و ناپديد مي شود؛ و هنجارها به ارتباط منظم بستگي دارد (همان منبع، صفحه 491) (الواني و شيرواني 1383).
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 9:37  توسط هدایت کارگر شورکی
|
ويژگيها و تفاوتهاي سرمايه اجتماعي
هرچند مرور ادبیات مرتبط با مقوله «سرمایه اجتماعی» حاکی از عدم اتفاق نظر پژوهشگران این عرصه در تعریف مفهومی و تجربی آن است اما در یک برداشت کلی از انواع سرمایه می توان به تعریفی خاص از این مقوله رسید. (بي نام 1385) در نوعي طبقه بندي گفته شده است كه سرمايه مالي ، سرمايه انساني، سرمايه اجتماعي در هر جامعه سه ضلع توسعه را تشكيل مي دهند . ضمن اينكه هر كدام از اينها شرط لازم هستند ولي شرط كافي جهت توسعه نمي باشند واين سه متغير با كمك همديگر توسعه و پيشرفت را براي يك جامعه به ارمغان مي آورد(اطاعت1381).
از ديدگاهي ديگر انواع سرمایه عبارتند از: فیزیکی، انسانی، فرهنگی، واجتماعی. سرمایه فیزیکی ناظر بر پدیده هایی همچون منابع طبیعی، ثروت، درآمد، ماشین آلات، مستغلات و نظایر اینهاست. سرمایه انسانی ناظر بر میزان تحصیلات، معلومات، سطح دانش عمومی، آموزش ها و مهارت های کاری و امثال اینهاست، که اگر چه سرمایه نقدی (یا سرمایه فیزیکی) نیستند، اما قابلیت تبدیل به آن را دارند. سرمایه فرهنگی، ناظر بر نوع پرورش فرهنگی فرد است و به مسائلی نظیر نگاه آینده نگر، انضباط شخصی، پر کاری، اهمیت قائل شدن برای تحصیلات و برنامه ریزی و ارج نهادن به کسب دستاوردهای اقتصادی اطلاق می شود. برخلاف سرمایه انسانی که ماهیتی فردی و اکتسابی دارد ومحصول تلاشی خود آگاهانه است، سرمایه فرهنگی ماهیتی جمعی دارد و به صورت ناخودآگاه و از طریق محیط خانوادگی و اجتماعی به درون روح و شخصیت افراد رسوخ می کند. با وجود این، هر دوی آنها در این خصوصیت مشترکند که قابلیت تبدیل شدن به سرمایه فیزیکی را دارند. نوع چهارم سرمایه، یعنی «سرمایه اجتماعی»، اشاره به منابعی دارد که افراد به واسطه حضور یا تعلقشان به یک گروه اجتماعی به آنها دسترسی می یابند.(بي نام 1385) و ناظر بر منابع موجود در تعاملات اجتماعي براي گسترش كنشها و تحصيل اهداف كنشگران اجتماعي است.( افتخاري1382) این گروه می تواند به بزرگی ملت و با به کوچکی خانواده باشد. منابع نیز می توانند پدیده های ملموس همچون پول، مسکن، شغل، حمایت اجتماعی و یا امکانات غیرملموس همچون اطلاعات مفید، مشاوره فکری و آرامش روحی باشند. فرد دارای سرمایه اجتماعی زیاد، کسی است که روابط وسیع تری داشته باشد( یعنی با افراد بیشتری در تماس و ارتباط باشد)، این روابط از عمق، صمیمیت و اعتماد قابل توجهی برخوردار باشند و بالاخره افرادی که شخص با آنها در ارتباط است دارای میزان قابل اعتنایی از سرمایه فیزیکی، انسانی و یا فرهنگی باشند.(بي نام 1385) از ديدگاه اقتصادي مي توان سرمايه اجتماعي را به عنوان يكي از انواع سرمايه هاي هرسازمان يااجتماع درنظر گرفت . شكل 3 بيانگر ارتباط انواع سرمايه ها در يك سازمان است(علوي 1380)
شكل 2 : انواع سرمايه هاي يك سازمان
در الگوهاي گذشته ، تنها عامل انساني در انواع سرمايه ها "سرمايه انساني" بود كه بيشتر مبتني بر تعداد، تخصصها، دانش و مهارتهاي نيروي انساني در سطوح مختلف كاركنان و مديران است . اما توجه به يك سازمان به عنوان يك سيستم اجتماعي منجر به اين امر مي شود كه سرمايه اجتماعي نيز به عنوان نشان دهنده ارزش اقتصادي شبكه هاي اعتماد و كاهش دهنده هزينه هاي مبادلات و تعاملات در اين فهرست قرار گيرند. به عبارت ديگر سرمايه اجتماعي بيانگر ذخيره اقتصادي مولفه هاي فرهنگي و اجتماعي مابين سرمايه هاي انساني است (علوي 1380). امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي انسجام بخش ميان انسانها و سازمانهاست. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي ناهموار و دشوار مي شوند(الواني و شيرواني 1383)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 8:2  توسط هدایت کارگر شورکی
|
اهميت و جايگاه سرمايه اجتماعي
ادبيات اقتصادي دهة 1990 نشان ميدهد كه هر چه سرمايه اجتماعي ملتي بزرگتر باشد، آن ملت خوشبختتر و ثروتمندتر است. سرمايه اجتماعي يا جزء معنوي يك تابع توليد، ميراثي تاريخي است كه از طريق تشويق بازيكنان به انتخاب استراتژي «همكاري» در تعاملات اجتماعي، قادر است بر ميزان بيشتري از معماهاي زنداني در يك جامعه مدني فائق آيد و حركت به سوي رشد و توسعه شتابان اقتصادي را امكانپذير سازد(متوسلي و بي نياز1381) متخصصين اقتصاد كلان معتقدند، روابط متقابل فعال بين افراد به انتقال دانش، سطوح بالاتر سرمايه انساني، ورشد اعتماد بين آنها منجر مي شود. كه همه اين امور در نهايت از طريق كاهش هزينه هاي مبادله، سبب بهبود عملكرد بازارها مي شوند، محققين، مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي ( فعاليت در گروههاي مذهبي، گروههاي جوانان،كلوپها و…) را نمونه خوبي براي سرمايه اجتماعي مي دانند. (دهقاني 1382)
مفهوم سرماية اجتماعي در بر گيرنده مفاهيمي همچون اعتماد ، همكاري و همياري ميان اعضاي يك گروه يا يك جامعه است كه نظام هدفمندي را شكل مي دهد و آنهارا به سوي دست يابي به هدفي ارزشمند هدايت مي نمايد. از اين رو شناخت عوامل مؤثر در تقويت يا تضعيف سرماية اجتماعي مي تواند جوامع را در گسترش ابعاد سرماية اجتماعي كمك نموده و موجب افزايش عملكرد اجتماعي و اقتصادي افراد در جوامع گردد.(مويدفر 1382). بطور كلي تاثيرات و كاركردهاي «سرمايه اجتماعي» در سه سطح ملي(كلان)، گروهي (ميانه) و فردي (خرد) مورد بحث قرار گرفته اند. در سطح كلان، دغدغه عمده محققان دانستن تاثير «سرمايه اجتماعي» بر توسعه اقتصادي و خصلت دمكراتيك رژيم هاي سياسي بوده است. در سطح ميانه، مباحث عمدتا پيرامون رابطه «سرمايه اجتماعي» و رفتار جمعي گروه هاي قومي و نژادي، تفاوت ميان نسل هاي مختلف، و نيز چگونگي تاثير گذاري «سرمايه اجتماعي» بر فرصت هاي اجتماعي افراد ساكن در مناطق و محلات مختلف بوده است. و بالاخره در سطح خرد، محققان تلاش كرده اند تا رابطه ميان «سرمايه اجتماعي» و موفقيت هاي تحصيلي، اشتغال، درآمد، سلامتي و رضايت از زندگي را روشن كنند. بخش عمده اي از پژوهش هاي انجام شده در اين زمينه پيرامون موضوع ارتباط ميان «سرمايه هاي اجتماعي»، جامعه مدني و دموكراسي بوده و به ميزان زيادي مبتني بر اين باورند كه نوعي همبستگي مثبت ميان اين سه پديده وجود دارد (بي نام1385). در ضمن تشريح يك پژوهش در آمريكا آشكار شد هر كجا كه اجتماعات شهروندان، فعالتر و يكپارچه تر عمل كرده اند، موفقيت آنها در كاهش فقر، بيكاري، و بزهكاري، و گسترش آموزش و بهداشت بيشتر بوده است مطالعه روي برخي روستاها در تانزانيا نيز به اين نتيجه رسيده است كه هر چه پيوندهاي اعضاي روستا محكمتر باشد، سطح در آمد آنها بالاتر خواهد بود (دهقاني 1382).
در تحقيقي ديگر رابطه بين سرمايه اجتماعي، دموكراسي و پيشرفت اقتصادي را در يازده كشور اروپايي و امريكايي مورد بررسي قرار گرفته و روشن شده كه دموكراسي و پيشرفت اقتصادي و فرهنگ به گونهاي علّي به يكديگر مربوطاند(بوستاني1382). در پژوهش ديگري بين رشد اقتصادي و اعتماد رابطة مستقيمي كشف شده و اين ارتباط در كشورهاي فقيرتر قويتر دانسته شده است ضمن آنكه ثابت شده اعتماد متقابل بين افراد يك جامعه با سهولت بخشيدن به فعاليتهاي اقتصادي موجب افزايش كارايي در اقتصاد مي شود . در كشورهاي توسعه يافته اين نقش به عهدة نهادهاي رسمي است. از طرف ديگر اين مطالعه نشان مي دهد كه افزايش سرماية اجتماعي موجب كاهش توزيع ناعادلانة درآمد در كشورهاي در حال توسعه مي شود. (مويدفر 1382)
همچنين گفته شده است مديران وكساني كه بتوانند در سازمان، سرمايه اجتماعي ايجاد كنند، راه كاميابي شغلي و سازماني خود را هموار مي سازند. از سوي ديگر، سرمايه اجتماعي به زنــــــدگي فرد، معني و مفهوم مي بخشد و زندگي را ساده تر و لذت بخش تر مي سازد. امروزه سرمايه اجتماعي، نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا مي كند و شبكه هاي روابط جمعي و گروهي، انسجام بخش ميان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثربخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي، پيمودن راههاي توسعه و تكامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار مي شوند. (الواني و شيرواني 1383)شكل زير نشان دهنده رابطه معكوس سرمايه اجتماعي و هزينه هاي مديريتي مربوطه مانندهزينه هاي كنترل و نظارت رسمي ، ساختار بوروكراتيك ، حل تعارضات ، هزينه هاي رايزني و موارد مشابه است(علوي 1380) .
شكل 1 : رابطه سرمايه اجتماعي و هزينه هاي مديريتي
تحليلي كه در ايالات متحده ، اروپا و برخي كشورها ي آمريكاي لاتين از تابع توليد كل صورت گرفت نشان داد كه بهبود و پيشرفت در توليد و سطح زندگي، تنها ناشي از فرايند سنتي تراكم سرمايه نبوده است، بلكه علت اصلي اين پيشرفت، وجود يك عامل باقي مانده در تابع توليد مي باشد. تحقيقات گسترده ثابت كرده است كه اين عامل باقي مانده همان سرمايه اجتماعي است. از اين رو سرمايه اجتماعي از آنجا كه سبب كاهش هزينه هاي مبادلاتي شده و از اين طريق بازده سرمايه گذاريهاي فيزيكي و انساني را افزايش مي دهد به مانند ساير عوامل توليد سنتي نقش بسزايي در بهبود رشد و توسعه دارد (دهقاني 1382). همچنين استفاده از مفهوم سرمايه اجتماعي باتوجه به روند جهاني شدن و تضعيف نقش دولتهاي ملي، به عنوان راه حلي اجرا شدني در سطح اجتماعات محلي براي مشكلات توسعه، موردتوجه سياستگذاران و مسئولان سياست اجتمــاعي قرار گرفته است. (الواني و شيرواني 1383)
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:9  توسط هدایت کارگر شورکی
|
تاريخچه و مفهوم سرمايه اجتماعي
سرمايه اجتماعي مفهومي است كه پيشينه طولاني زيادي ندارد (الواني و شيرواني 1383) و در سالهاي اخير وارد حوزة علوم اجتماعي و اقتصاد گرديده و از اين منظر دريچه تازه اي را در تحليل و علت يابي مسائل اجتماعي و اقتصادي گشوده است(مويدفر1382). اين اصطلاح قبل از سال 1916، در مقاله اي توسط هاني فان از دانشگاه ويرجينياي غربي مطرح شد. اما، نخستين بار در سال 1961در اثر كلاسيك جين جاكوب با عنوان "مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريكايي به كاررفته است، كه در آن او تــــوضيح داده بود كه شبكه هاي اجتماعي فشرده در محدوده هاي حومه قديمي و مختلط شهري، صورتي از سرمايه اجتماعي را تشكيل مي دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنايت خياباني و ديگر تصميمات درمورد بهبود كيفيت زندگي، در مقايسه با عوامل نهادهاي رسمي مانند نيروي حفاظتي پليس و نيروهاي انتظامي، مسئوليت بيشتري از خود نشان مي دهند(الواني و شيرواني 1383).
از آن پس دراين زمينه مطالعات وسيعي توسط صاحبنظران و دانشمندان صورت گرفته ونظريه پردازاني همچون جيمز كلمن، گلن لوري، بن پرات، ويليامسن، بيكر و فرانسيس فوكوياما تعاريف متعددي را از سرماية اجتماعي ارائه كرده اند.(مويدفر1382). آنچه از تعاريف متعدد سرمايه اجتماعي بر مي آيد اين است كه اين مفهوم در بر دارنده مفاهيمي همچون اعتماد، همكاري و روابط متقابل بين اعضاي يك گروه بوده به نحوي كه گروه را به سمت دستيابي به هدفي كه بر مبناي ارزش ها و معيارهاي رايج در جامعه مثبت تلقي شود، هدايت مي كند(مويدفر1382). برخي از اين تعاريف به شرح زير بيان شده اند:
- سرمايه اجتماعي عبارت است از تاثير اقتصادي حاصل از تسهيلاتي كه شبكه هاي اعتماد و مولفه هاي فرهنگي در يك سيستم اجتماعي رابه وجود مي آورند. (علوي 1380)
- تعريف رايج سرمايه اجتماعي در جريان اصلي جامعه شناسي آمريكايي - بويژه در روايت كاركرد گرايانه آن - عبارت است از روابط دوجانبه، تعاملات و شبكه هايي كه درميان گروههاي انساني پديدار مي گردند و سطح اعتمادي كه در ميان گروه و جماعت خاصي، به عنوان پيامد تعهدات و هنجارهايي پيوسته با ساختار اجتماعي، يافت مي شود. (الواني و شيرواني 1383)
- از نظر جيمز كلمن سرمايه اجتماعي شامل يك چارچوب اجتماعي است كه موجب تسهيل روابط ميان افراد درون اين چارچوب مي گردد. به گونه اي كه فقدان آن ممكن است دردستيابي به يك هدف معين هزينه بيشتري را به افراد آن جامعه تحميل كند.(مويدفر1382).
- مجموعه شرايط و قواعد اخلاقي ـ اجتماعي و رفتاري كه به طور ضمني رفتار افراد را شكل مي دهد را نيز سرمايه اجتماعي ناميده اند (الويري1382)
- بن پرات در تعريف سرمايه اجتماعي روابط بين افراد يك خانواده ،گروهي از دوستان يا شركاي يك شركت را به صورت رابطه f تعريف مي كند و به بررسي اثرات اين رابطه بر مبادلات اقتصادي مي پردازد.(مويدفر1382).
- فرانسيس فوكوياما معتقد است سرمايه اجتماعي را مي توان به عنوان مجموعه معيني از هنجارها يا ارزش هاي غير رسمي تعريف كرد. مشروط بر آنكه اين هنجارها شامل ارزش هاي مثبت مانند صداقت ، اداي تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد.(مويدفر1382).
- توانايي به دست آوردن منابع و داراييها از طريق شبكه هاي اجتماعي(الويري1382)
- سرمايه اجتماعي مجموعه هنجارهاي موجود در سيستم هاي اجتماعي است كه موجب ارتقاي سطح همكاري اعضاي آن جامعه گرديده و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد(علوي 1380)
- گلن لوري سرمايه اجتماعي را مجموع منابعي مي داند كه در ذات روابط خانوادگي و در سازمان اجتماعي جامعه وجود دارد و براي رشد اجتماعي افراد سودمند است.(مويدفر1382).
- نهادها، روابط و هنجارهايي كه كيفيت و كميت كنش و واكنشهاي اجتماعي در جامعه را شكل مي دهد.(الويري1382)
- سرمايه اجتماعي را مي توان حاصل پديده هاي ذيل در يك سيستم اجتماعي دانست:اعتماد متقابل ; تعامل اجتماعي متقابل ; گروههاي اجتماعي ; احساس هويت جمعي و گروهي ; احساس وجود تصويري مشترك از آينده ; كار گروهي .(علوي 1380)
- سرمايه اجتماعي حاصل انباشت منابع بالقوه و يا بالفعلي است كه مربوط به مالكيت يك شبكه با دوام از روابط كم و بيش نهادينه شده در بين افرادي است كه با عضويت در يك گروه ايجاد ميشود(فيروزابادي 1384)
- سرمايه اجتماع را به سادگي مي توان به عنوان وجود مجموعه معيني از هنجارها يا ارزشهاي غيررسمي تعريف كرد كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميانشان مجاز است، در آن سهيم هستند. (الواني و شيرواني 1383)
- مشاركت براي افزايش رفاه اجتماعي(الويري1382)
- درك، هنجارها و ارزشهاي مشترك برخاسته از شبكةاجتماعي(الويري1382)
- ميزان سرمايه اجتماعي در يك جامعه نشان دهنده شكاف موجود بين آن جامعه با يك جامعه برخوردار از يك نظام دموكراسي با حداكثر كارايي در نظام اقتصادي اجتماعي مي باشد.(مويدفر1382)
- بانك جهاني نيز سرمايه اجتماعي را پديده اي مي داند كه حاصل تاثير نهادهاي اجتماعي ، روابط انساني و هنجارها بر روي كميت و كيفيت تعاملات اجتماعي است(علوي 1380)
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 7:35  توسط هدایت کارگر شورکی
|