برنامه هاي تحول در نظام اداري ايران:
نتايج مطالعات, مقايسات و نظرسنجي هاي مختلف نشان داده است كه نظام اداري دولتي ما معمولا در پاسخگويي به نيازهاي روز جامعه ضعيف عمل مي كند و دلايل اين ضعف و ناتواني سازمانهاي دولتي را نيز بايد در محدوديتهاي قانوني، موانع ساختاري و نيز ويژگيهاي خاص اين سازمانها در كشورمان دانست بمنظور رفع اين ناتواني ها، ايجاد پويايي در نظام اداري كشور و منسجم نمودن اقدامات لازم در اين زمينه، برنامه تحول در نظام اداري توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور تدوين و در جلسه مورخ 18/1/81 هيات وزيران مورد تصويب قرار گرفت كه هفت برنامه اصلي را به شرح ذيل شامل مي گردد:
برنامه منطقي نمودن اندازه دولت
برنامه تحول در ساختارهاي تشكيلاتي دولت
برنامه تحول در نظامهاي مديريتي
برنامه تحول در نظامهاي استخدامي
برنامه آموزش و بهسازي نيروي انساني دولت
برنامه اصلاح فرايندها، روش هاي انجام كار و توسعه فناوري اداري
برنامه ارتقاء و حفظ كرامت مردم در نظام اداري
اين برنامه هاي هفت گانه از طريق 40 طرح مطالعاتي و اجرايي قابل پياده سازي خواهد بود. عناوين طرح هاي مزبور، دستگاه هاي مجري، تاريخ اتمام و ساير ويژگيهاي طرح ها، توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور تهيه و ابلاغ گرديده است.
راهبردهاي افزايش كيفيت در خدمات دولتي:
براي اجراي طرحها و برنامه هاي مديريت كيفيت در سازمانهاي ارائه كننده خدمات دولتي و قبل از آنكه نسبت به اجراي عملياتي فرايندهاي مربوطه اقدام شود بايد راهبردها و خط مشي هاي ذيل را در تمامي مراحل طراحي، برنامه ريزي، اجرا و نظارت جريان ارتقاي كيفيت در نظر داشت.
غلبه بينش انسان گرايي بر نگرش مادي و كمي و نيز رعايت معيارهاي اخلاقي در مباحث كيفيت گرايي بخش دولتي كاملاً ضروري محسوب مي شود.
فراگيري و مشاركت گسترده تمامي مديران و كاركنان نظام اداري نيز يكي ديگر از راهبردهاي اساسي مورد نياز در طراحي جريانهاي ارتقاي كيفيت خواهد بود.
تمركز بر بعد اثربخشي فرايندها از طريق تلاش براي رهاكردن دولت از اعمال تصدي هاي اجتماعي و اقتصادي و تقويت حاكميت هاي دولتي نيز اصلي بنيادين قلمداد مي شود.
ارجحيت مصالح گروهي بر منافع فردي و نيز برتري دادن به پيامدهاي بلندمدت در مقابل نتايج كوتاه مدت از ديگر راهبردهاي اساسي مديريت كيفيت در خدمات دولتي خواهد بود.
همكاري و همبستگي مستمر و هم افزا ميان مديريت و كاركنان نظام اداري عنصري حياتي قلمداد مي گردد.
توزيع منصفانه منافع حاصل از اجراي طرحهاي مديريت كيفيت با لحاظ اصل شفافيت نيز از ديگر راهبردهاي عملياتي پيگيري اين برنامه ها محسوب مي شود.
آگاهي و تسلط بر جنبه هاي روانشناختي و جامعه شناسانه پدپده كيفيت در كنار ملاحظه الزامات مديريتي اين مفهوم نيز حياتي خواهد بود.
ايجاد اين احساس كه بهبود كيفيت وظيفه همه افراد شاغل در يك سازمان ميباشد نيز بخاطر نقش سازنده اين روحيه در تسهيل و تكميل روند مديريت كيفيت، از جمله راهبردهاي قابل پيگيري شمرده شده است.